پس از تسخیر
بابل تمامی سرزمینهایی که مطیع آن بودند به اطاعت کوروش درآمدند. از آن جمله میتوان
فلسطین و شهرهای
فینیقیه را نام برد. کوروش دستور آزادی تمامی
اسیران یهودی در بابل را که توسط
بخت النصر
به بابل آورده شده بودند صادر کرده و اجازه داد که یهودیان به فلسطین
مراجعت کرده و معابد قدیم خود را که خراب شده بود، تعمیر نمایند.
لازم به تذکر است که نام کورش در کتاب مقدس عهد عتیق در نوزده آیه ذکر شده
و در چند آیه مورد ستایش قرار گرفتهاست. در کتاب اشعیای نبی در باب ۴۵
آیهٔ اول کوروش را «مسیح» یعنی نجاتدهنده خوانده و چنین مینویسد:
|
خداوند به مسیح خود یعنی
کوروش که دست او را گرفتم تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و کمرهای
پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازهها دیگر
بسته نشود، چنین میگوید که من پیش روی تو خواهم خرامید و مکانهای
ناهموار را هموار خواهم ساخت و درهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین
را خواهم برید و گنجهای ظلمت و خزائن مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی
که من، یهوه، که تو را به اسمت خواندهام خدای اسرائیل میباشم. به خاطر بندهٔ خود یعقوب
و برگزیدهٔ خویش اسرائیل، هنگامی که مرا نشناختی تو را به اسمت خواندهام
و ملقب ساختم. من یهوه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نیست. من کمر
تو را بستم، هنگامی که مرا نشناختی. تا از مشرق آفتاب و مغرب بدانند که
سوای من احدی نیست. پدید آوردندهٔ نور و آفرینندهٔ ظلمت.(آیهٔ ۸) |
|
در مورد رهایی قوم یهود از اسارت بابل، در کتاب دوم تواریخ ایام، باب ۳۶ آیات ۲۲ و ۲۳ چنین نوشته شدهاست:
|
خداوند روح کوروش پادشاه
پارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را مرقوم
داشت، کوروش پادشاه پارس چنین میفرماید. یهوه خدای آسمانها تمامی ممالک زمین را به من دادهاست و او مرا امر فرمود که خانهای برای وی در اورشلیم که در یهود است، بنا نمایم. |
|
مانند همین مضمون نیز در کتاب عزرا باب اول آیات اول تا چهارم آمدهاست. اشعیای نبی نیز در باب ۴۴ آیه ۲۸ چنین مینویسد:
|
(خدا) دربارهٔ کوروش میگوید: که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به
انجام خواهد رسانید و (خدا) دربارهٔ اورشلیم میگوید بنا خواهد شد و
دربارهٔ هیکل که بنیاد نو، نهاده خواهد گشت |